خرید تیشرت ارتشی
تور مشهد
تور استانبول
گوشی موبایل
تور کیش
اخبار پزشکی سلامت
 چيزي شبيه شعر چيزي شبيه شعر .

چيزي شبيه شعر

بهانه بود


          مجنون و آب و كوزه و ليلا بهانه بود

زندان و چاه و گرگ و زليخا بهانه بود

مي خواست عشق در جهان غوغا بپا كند

قصه سيب و آدم و حوا بهانه بود

ابليس رانده شد چو عشقي در دلش نبود

آتش و خاك و سجده هم آنجا بهانه بود

او عشق بود و عاشق و معشوق ، من و تو

گر دل به هم سپرده ايم تنها بهانه بود

شور كلام مولوي از شوق ياد اوست

ديدار شمس و عشق مولانا بهانه بود

تنها به ياد او غزل مي گفت خواجه هم

شاخ نبات و ساقي  رعنا بهانه بود

تفسير تازه اي ازو در يوش زاده شد

شعر نو و "افسانه" نيما بهانه بود

سهراب در شب بيابان نام او شنيد

تصوير رود و يك زن زيبا بهانه بود

چون سايه ما حكايت او را رقم زديم

دلداگي به دختر ترسا بهانه بود

مغرور دل ربودن از همچون مني نشو

زيبايي تو و جنون ما بهانه بود

#ادم


برچسب: سروده هاي #ادم،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ دى ۱۳۹۵ساعت: ۰۷:۲۹:۴۷ توسط:ادم موضوع: شعر كلاسيك

عكس نوشته 1


برچسب: #ادم،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ دى ۱۳۹۵ساعت: ۰۴:۱۱:۴۷ توسط:ادم موضوع: عكس نوشته

آتش فشان

آتش فشان

پروانه ام ، سوداي آتش دارم اي دوست

چون شمع ، سر در پاي آتش دارم اي دوست

آتش فشانم ، گرچه خاموشم دو روزي

در سينه يك دنياي آتش دارم اي دوست

#ادم


برچسب: شعرمعاصر ،رباعي ، شعر امروز ، #ادم،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ دى ۱۳۹۵ساعت: ۰۳:۵۱:۵۲ توسط:ادم موضوع: شعر كلاسيك

خاطرات رنگين


 

غمت را

 لبخند بزن

 

دردت را

چون ترانه اي عاشقانه

زمزمه كن

 

در دفتر خاطره هاي تو

بگذار غصه

قصه اي شيرين باشد

 

تيرگي ابر

طراوت باران مي شود

 

دلت را

به رنگين كمان بسپار!

 

   #ادم


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ دى ۱۳۹۵ساعت: ۰۳:۴۹:۵۷ توسط:ادم موضوع: شعر نو

حال عاشق


هر كه عاشق مي شود خُل مي شود

پيچ هاي عقل او شُل مي شود

قطره قطره جوشش  احساس او

ناگهان يك چشمه قُل قُل مي شود

لحظه ديدار رنگش مي پرد

مثل روز امتحان هُل مي شود

گر بود معشوق او خر زهره اي

در نگاهش يك سبد گُل مي شود

چشم آهو ، لب شكر ، رخ آفتاب

گر خر لنگ است دُل دُل مي شود

يك نگاه زير چشمي كردنت

پيش چشم غيرتش زُل مي شود

هر جوان يك جور " كاكا رستم " است

خود او هم " داش آكُل " مي شود

ليلي اش گر آنسوي دريا بود

موج هم در چشم او پُل مي شود

عشق يعني فكر روشن داشتن

هر كه عاشق نيست اُمُل مي شود

رسم ها زندان و يار او اسير

گره هاي روسري غُل مي شود

آنكه حرف از عقل و منطق مي زند

جامه اش در چشم او جُل مي شود

#ادم


برچسب: شعرمعاصر ،طنز ، شعر امروز ، #ادم،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ دى ۱۳۹۵ساعت: ۰۳:۴۸:۰۰ توسط:ادم موضوع: طنز

معناي من


 

          بايد  بگردم   ،   باز هم   پيدا   كنم  خود  را

بايد  جدا  از   اين  همه  غوغا  كنم  خود را

تا كي  زنم  بيهوده  لاف عشق  و با  نيرنگ

در  حلقه ئ   دلدادگانت   جا  كنم   خود  را

من كه خود  از رنگ  و  رياي  خود  خبر دارم

يك   روز  بايد  عاقبت ، رسوا    كنم  خود را

گاهي  خود   من  ،  باعث  دردسر خويشم

يك  جور  بايد  از  سر  خود  واكنم  خود  را

بردارم   از  دريا   دل   و   سر  از  بيابان ها

پرده نشين   خانه ئ   تقوا   كنم   خود  را

قاضي  شدم ، هي  حكم  انكار  شما  دادم

اين بار مي خواهم  ولي، حاشا كنم خود را

من كيستم؟اينجا چه مي خواهم؟نمي دانم

بايد   دوباره  در  خودم   معنا   كنم  خود  را

 

(ادم)


برچسب: شعرمعاصر ، غزل معاصر ، شعر امروز ، #ادم،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ دى ۱۳۹۵ساعت: ۰۳:۴۱:۰۲ توسط:ادم موضوع: شعر كلاسيك